سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
ماشین خور
با بی رغبتی به آنچه در دست مردم است، با آنان اظهار دوستی کن، تا دوستی شان را به دست آوری . [امام علی علیه السلام]
 

یکشنبه 7 اسفند 90 , ساعت 1:50 عصر



سدان های لوکس جایگاه ویژه ای در تولیدات خودرو سازی دارند. در این خودرو ها همه چیز در حد اعلا دیده شده است و اوج راحتی و امکانات در آن ها وجود دارد، اما در میان خریداران این خودرو ها هستند افرادی که با خرید یک سدان لوکس راضی نمی شوند.










برترین ها: سدان های لوکس همواره جایگاه ویژه ای در تولیدات شرکت های خودرو سازی دارند. هر چند فروش این خودرو ها به دلیل قیمت های چند ده هزار دلاریشان هیچ گاه آنقدر بالا نیست که در آمار تولید خودروسازان قابل توجه باشد اما اعتباری که از کنار این خودرو ها نصیب سازندگانشان می شود بسیار با اهمیت تر است و برای کسب همین اعتبار و البته سود خوبی که در این بازار وجود دارد، خودروسازان بزرگ تلاش می کنند در طیف محصولاتشان همواره یک خودرو در کلاس سدان لوکس را نیز تولید کنند. در این خودرو ها همه چیز در حد اعلا دیده شده است و اوج راحتی و امکانات در آن ها وجود دارد، اما در میان خریداران این خودرو ها هستند افرادی که با خرید یک سدان لوکس راضی نمی شوند اما در عین حال قادر به پرداخت قیمت خودرو های سوپر لوکسی چون رولزرویس و میباخ را نیز نیستند. برای این دسته از خریداران، خودروسازان نمونه های ارتقا یافته سدان های لوکس را تولید می کنند و برای افرایش رفاه مالکین، چند سانتی متری به طول شاسی آن ها می افزایند تا فضای بیشتری داخل اتاق به دست آید. این خودرو ها معمولا با پسوند L شناخته می شوند که نشانه Long در زبان انگلیسی یا Lang در زبان آلمانی هر دو به معنی بلند است و اشاره به طول بلند تر شاسی آن ها دارد.در این بخش چهار دستگاه از این خودرو ها را برای در یک رقابت گروهی گرد هم آوردیم. از آلمان آئودی A8L و ب ام و  750Li در پیست حاضر شدند. از انگلستان نیز جگوار با مدل خاطره انگیز XJL به رقابت وارد شد. در کنار این ها، هیوندای نیز با مدل Equus ( که در خاورمیانه با نام سنتنیال عرضه می شود) پا به میدان گذاشت. این هیوندای در حقیقت نمونه کشیده تر خودروی جنسیس است و به همین دلیل برای حضور در این آزمون انتخاب شد. آیا هیوندای می تواند با اتکا به قیمت مناسب بر رقبا پیروز شود و یا اروپایی ها با اتکا به سال ها تجربه، هیوندای را شکست خواهند داد؟این آزمون در شرایط مختلف شامل جاده های شهری و پیست مسابقه انجام شد تا برنده نهایی مشخص شود.







رتبه چهارم: هیوندای سنتنیال


هر چند هیوندای سنتنیال در این آزمون گروهی رتبه چهارم را کسب کرد اما این رتبه به هیچ عنوان بیانگر ضعف این خودرو در مقابل رقبای اروپایی اش نیست. به گزارش برترین ها این خودرو در مجموع امتیازات توانست از 600 امتیاز ممکن 534 امتیاز را کسب کند و این در حالی است که آئودی  حدود 574 امتیاز را به دست آورد. تا اینجای کار برتری با آئودی و دو رقیب اروپایی دیگر است اما اگر برچسب قیمت هر چهار خودرو را در کنار یکدیگر بررسی کنیم همه چیز به نفع هیوندای تغییر می کند. این خودرو در نمونه مورد آزمایش 58هزار و 900 دلار قیمت داشت که حدود 30هزار دلار از دومین خودروی ارزان گروه (آئودی) ارزان تر بود و این اختلاف با گران ترین خودروی گروه ( ب ام و ) به بیش از 40 هزار دلار می رسید. با این حساب نظر بسیاری از خریداران به سمت هیوندای بر خواهد گشت.

با فاصله محوری 304 سانتی متر، تنها حدود چهار سانتی متر کشیده تر از جنسیس است و کمترین فاصله محوری را در گروه دارد ضمن آنکه طول پنج متر و 16 سانتی متری اش نیز از سایرین به میزان اندکی کوتاه تر است.موتور نصب شده بر روی این خودرو نمونه 4.6 لیتری هشت سیلندری است که پیش از این در جنسیس سدان نیز دیده شده است. این موتور 385 اسب بخار قدرت را در دور موتور 6500 به چرخ های عقب می رساند. این موتور از نظر قدرت تولیدی سومین موتور گروه است و در صورتی که سنتنیال را با موتور پنج لیتری سفارش دهید حدود 430 اسب بخار قدرت خواهد داشت و به راحتی بالاتر از ب ام و  و آئودی جای می گیرد. هیوندای از نظر موتور در جایگاه چهارم گروه قرار گرفت هر چند این مطلب بیش از آنکه ضعف این خودرو را نشان دهد نشان از قدرت رقبا است. ب ام و بدون شک جزو بزرگان تولید قوای محرکه است و آئودی نیز با استفاده از دانش گروه فولکس واگن همواره یکی از بهترین موتور ها را در کلاس خود داشته است. جگوار نیز با اتکا به موتور پنج لیتری 470 اسب بخاری?اش توانست در بخش موتور امتیاز کامل را از آن خود کند.




تجهیزات استاندارد هیوندای شامل سیستم تشخیص و اخطار حرکت در بین خطوط، کروز کنترل هوشمند، صندلی های جلوی گرم شونده و خنک شونده، صندلی های عقب گرم شونده و البته یک لیست بلند بالا از امکاناتی است که امروزه در خودرو هایی در این کلاس چندان قابل توجه نیستند. خودروی مورد آزمایش از رده تجهیزاتی موسوم به Signature است و هیوندای که به خوبی به لیست نه چندان کامل تجهیزات این خودرو آگاه است، برای علاقه مندانی که بیش از این می خواهند و حاضرند برای خودرویی با امکانات و برند هیوندای پول بیشتری خرج کنند رده تجهیزاتی Ultimate را معرفی کرده است که در حال حاضر کاملترین و مجهز ترین هیوندایی است که می توان از بازار خریداری کرد و شامل آپشن هایی چون دوربین دید جلو در گوشه های خودرو،  صندلی های مجزای عقب با ماساژور و محفظه برای خنک نگهداشتن نوشیدنی در کنسول عقب است و تازه با تمام این امکانات قیمتش در حدود 66 هزار دلار خواهد شد و با این قیمت یک هواپیمای فرست کلاس را در قالب یک خودروی چهار چرخ کره ای دریافت خواهید کرد.




سنتنیال خودری راحتی است و برای مسافرینش دردسری ایجاد نمی کند. درها به اندازه کافی بزرگ هستند تا سوار و پیاده شدن به راحتی انجام بگیرد. البته در هنگام سواری نه صد درصد لوکس است و نه کاملا اسپورت و دقیقا در بین این دو حالت قرار دارد. خیلی نمی توان بر روی مانور های این خودرو حساب کرد هر چند در حد خودش خودروی قابل قبولی است ولی وقتی در آزمون گروهی و در برابر رقبای قدرش قرار می‌گیرد ضعف هایش اندکی به چشم می آید. تیم آزمایش کننده به هندلینگ این خودرو نمره 14 از 20 را داد ضمن آنکه فرمان نیز نمره 13 از 20 گرفت تا مشخص شود 




کره ای ها هنوز راه درازی تا رسیدن به یک خودروی لوکس اسپورت در پیش دارند. هیوندای در تعریف خود از خودرو های لوکس سیستم فنربندی نرم را در صدر آورده است و این مطلب را در هیوندای جنسیس سدان، هیوندای IX55 و حتی سانتافه نیز می بینیم.سیستم تعلیق سنتنیال، ساده ترین سیستم در میان رقبا است هر چند فنرهای و کمک فنرهایش به صورت الکترونیکی تنظیم می شوند.

طراحی بیرونی خودرو حضور یک سدان آسیایی را به وضوح نشان می دهد، طرحی که هر چند در خیابان به خوبی جلوه می کند اما اصالت لازم برای یک سدان لوکس را ندارد. طراحی داخل اتاق نیز مانند طراحی بدنه زیبا است ولی کره ای ها باید تلاش بیشستری در این زمینه بکنند. این کابین هر چند کمترین امتیاز را از نظر زیبایی به خود اختصاص داد ولی از نظر ارگونومی از ب ام و  و جگوار بهتر بود.

در نهاتی باید اعتراف کرد هر چند سنتنیال کامل نیست اما با توجه به قیمتش یک خرید ایده آل است. هیوندای با سنتنیال همان راهی را پیموده است که پیش از این لکسس رفته و آن تحت فشار قراردادن بزرگان بازار با تولید محصولی قابل قبول (و نه الزاما بهترین) با قیمتی مناسب است تا پس از جلب مشتریان، به مرور مدل های گران قیمت خود را رو کند. پیشرفت هیوندای در 15 سال اخیر واقعا خیره کننده بوده است و این شرکت با سنتنیال می تواند بازار خودرو های لوکس را تهدید کند هر چند برای این منظور باید کمی لیست آپشن های این خودرو را گسترده تر کند تا خریداران لااقل با پرداخت پول بتوانند هیوندای بهتری داشته باشند.

این خودرو در نهایت با 534.1 امتیاز از مجموع 600 امتیاز در رتبه چهارم قرار گرفت.








رتبه سوم: ب ام و  750Li


وقتی جمع بندی امتیازات انجام شد حتی تیم آزمایش کننده هم از قرار گرفتن ب ام و  در رتبه سوم تعجب کردند.با یک شجره نامه طولانی که از سال 1977 آغاز می شود، سری هفت نماد سدان های اسپورت لوکس است ولی اکنون در مقابل دو رقیب آلمانی و انگلیسی اش سر تعظیم فرود آورده.  اما علت این شکست چیست؟ مشکل اصلی ب ام و  مورد آزمایش این بود که در همه زمینه ها تقریبا کامل بود. به کلمه تقریبا با دقت توجه کنید چرا که همین موضوع بود که زمینه ساز شکست ب ام و  در این آزمون شد. در بررسی نتایج، ب ام و  تنها در زمینه راحتی صندلی ها توانسته برتری را از سه رقیب دیگر برباید و در بقیه بخش ها هر چند امتیاز بالایی کسب کرده اما بهترین نبوده. 

موتور 4.4 لیتری اش که با دو توربوشارژر همراهی می شود می تواند 400 اسب بخار قدرت تولید کند. شاید در زمانی عرضه نسل قبلی این خودرو در سال 2002 قدرت 400 اسب بخار قدرت قابل قبولی بوده اما در زمانی که جگوار 470 اسب بخار قدرت دارد و هیوندای هم موتور پنج لیتری 430 اسب بخاری دارد، دیگر 400 اسب بخار نمی تواند پاسخ گوی نیاز خریداران باشد. البته هر چند از نظر قدرت تولیدی این موتور نتوانست عنوان نخست را از آن خود کند ولی گشتاور 610 نیوتون متری اش از بقیه برتر است و مهمتر آنکه این گشتاور عظیم را در دور موتور 1800 آزاد می کند و این به معنی شتاب گیری های میانی عالی است.بر خلاف انتظار در تست اسلالوم ب ام و  نتوانست از پس آئودی بر آید و دوم شد.در هندلینگ هم رتبه سوم را به دست آورد و این اصلا برای ب ام و  که سال ها به ساخت خودرو های اسپورت معروف بوده مناسب نیست. قفل تا قفل فرمان ب ام و  3.1 دور و بیشترین میزان در میان گروه است و این اصلا با شخصیت اسپورت ب ام و جور در نمی آیدبه خصوص که این رقم در هیوندای به عنوان ضعیف ترین عضو این جمعچهارتایی 2.8 است و در آئودی 2.1دور. به نظر می رسد ب ام و  در راه تولید سدان های لوکس اسپورت استاندارد ها را تدیون کرده است و اکنون خود را از این بازار کنار کشیده تا بقیه به عنوان شاگرد به استادشان درس پس دهند.




سیستم تعلیق ب ام و  مانند دو خودروی آئودی و جگوار به طور کامل به صورت الکترونیکی قابل تنظیم است و این تنظیم شامل نرمی و سفتی فرهای عقب، میزان بازی کمک فنر ها و حتی تنظیم الکترونیکی آنتی رول بار های جلو و عقب می شود اما با تمام این تنظیم ها، ب ام و نتوانست توان گذشته خود را در زمان آزمون های عملکردی در پیست نشان دهد. گیربکس شش سرعته ب ام و  هم هر چند خوب بود اما در مقابل گیربکس شش سرعته جگوار و یا نمونه هشت سرعته نصب شده بر روی آئودی میدان را خالی کرد.در زمینه راحتی، با طول 521 میلی متر، از نظر طول در رتبه سوم قرار دارد ولی از این فضا به خوبی استفاده کرده است?و بیشترین فضا را در صندلی عقب دارد و برای چنین خودرویی این مسئله مهمی است. البته در مقابل در صندلی جلو تمامی اعضا تیم تست از برخورد زانو هایشان به زیر داشبورد گلایه داشتند. هر چند در این خودرو ها مالک معمولا در صندلی عقب می نشیند اما راحتی فضای جلو هم برای شرایطی که خودش قصد رانندگی داشته باشد مهم است.طراحی فضای داخلی در چند سال اخیر پاشنه آشیل محصولات ب ام و  بوده است و این مسئله در جدیدترین نسل سری هفت همچنان ادامه دارد. نظرات در مورد کابین ب ام و  مختلف است. گروه کوچکی سادگی بیش از حد آن را تحسین می کنند اما بسیاری نیز طرح داخلی را بیش از حد قدیمی می دانند و معتقدند ب ام و  علاوه بر طراحی ظاهری باید فکری هم به حال این بخش بکند. به گزارش برترین ها استفاده از سیستم iDrive با عث شده بسیاری از کلید های کابین حذف شوند و کابین ب ام و  خلوت تر و یکدست تر از رقبا باشد. کارکرد این سیستم نسبت به نسل گذشته بهبود چشمگیری داشته اما همچنان کمی پیچیده است و بدتر اینکه واکنش کامپیوتر ب ام و  ( و البته جگوار) بنا به دلیل نامشخصی کند بود. در مجموع ارگونومی کابین ب ام و  در حد متوسط و پایین تر از آئودی و هیوندای قرار گرفت تا مشخص شود در داخل کابین یک خانه تکانی کامل نیاز است تا این خودروی 86هزار دلاری (قیمت پایه) به جایگاه برتر خود دست پیدا کند. در نهایت ب ام و  با کسب 542.4 امیتاز از مجموع 600 امتیاز در رتبه سوم ایستاد.







رتبه دوم: جگوار XJL


جگوار هر چند در زمینه طراحی ظاهری، میراث اجدادش را که از 1968 بر روی خط تولید جگوار قرار دارند به ارث نبرده است اما همچنان یک جگوار است که چاشنی مدرنیته به آن اضافه شده است. این لوکس ترین خودرو در خانواده جگوار است و در تولید آن تلاش شده بالاترین استاندارد های تولیدی در نظر گرفته شود. با طول 525 سانتی متر دومین خودروی کشیده گروه است ضمن آنکه با وزن 1995 کیلوگرم، سبک وزن ترین عضو گروه نیز هست که علت آن را باید در استفاده از آلومینیوم در ساخت بدنه و شاسی دانست. البته با وجود این ابعاد، جگوار در بخش های مختلف، جایگاه متوسط به پایین را در زمینه فضا سازی داخل اتاق به دست می آورد. بخشی از این مسئله به این واقعیت باز می گردد که جگوار از بقیه اعضا گروه ارتفاع کمتری دارد و به علاوه طراحی اتاقش نیز اسپورت تر است و حالت کشیده دارد اما هر چه هست می توان آن را به طرح ظاهری اش بخشید.بر خلاف طرح ظاهری، در طراحی داخلی، نظرها از جگوار بر می گردد.‏ طراحی داخلی جگوار زیبا است اما بیشتر به خودرو های اسپورت نزدیک است تا خودرو های لوکس و البته از دید اعضا تیم کمی ناهماهنگی در این بخش دیده می شود. در این میان البته جگوار با فرمان تمام چوب توانست نظرات مثبتی را به سوی خود جلب کند.

یکی از بخش های جذاب این خودرو دسته دنده آن است که با روشن شدن خودرو به صورت خودکار از کنسول خارج می شود ضمن آنکه راننده در تمام مدت رانندگی می تواند از بهترین صندلی راننده در میان گروه لذت ببرد. به گزارش برترین ها سیستم کامپیوتر جگوار کمی پیچیده است و اندکی نیز دیر واکنش نشان می دهد و این مسئله می تواند باعث آزردگی مالکین این خودروی 91هزار دلاری شود. به علاوه صدای نفوذی به داخل کابین در همه حال بیش از سایرین است. در زمینه موتور، جگوار به همان موتور پنج لیتری تکیه دارد که پیش از این در  سری XK هم دیده ایم و برای تقویت آن مانند گذشته از سوپرشارژر استفاده کرده است تا از این موتور قدرتی برابر با 470 اسب بخار به دست آورد. این موتور با اختلاف زیاد پر قدرت ترین موتور گروه است و همین مسئله باعث شده جگوار در تست های شتاب گیری امتیاز کامل را به دست آورد.‏ موتور پر قدرت البته معایب خود را نیز دارد که مهمترین آن ها مصرف سوخت بالا است تا آنجا که جگوار در این زمینه در رتبه سوم قرار گرفت و ب ام و  چهارم شد. نکته قابل توجه آنکه قعر نشینان این جدول هر دو از سیستم های پرخوران برای موتورهایشان استفاده می کنند.جگوار به ساخت خودرو های سریع و لوکس معروف بوده اما هیچ گاه در زمینه هندلینگ جزو باشگاه برترین ها قرار نداشته و این مسئله در XJ جدید نیز دیده می شود. با وجود انکه سیستم تعلیق آن برای حالت های مختلف قابل تنظیم است اما جگوار نتوانست در زمینه هندلینگ و اسلالوم به پای آئودی برسد هر چند در زمینه لذت سواری برترین خودروی گروه شد.وقتی صحبت از سیستم صوتی می شود، جگوار به عنوان گران ترین خودروی گروه، فرصتی به رقبا نمی دهد و با 20 اسپیکر، کابین را تبدیل به صحنه اپرا می کند ضمن آنکه از نظر امکانات عرضه شده کامل ترین عضو گروه است و نشان داده بی دلیل از خریدارانش پول طلب نمی کند. 

ب ام و  با وجود آنکه قیمت پایه پایین تری از این خودرو دارد، اما به دلیل تجهیزات استاندارد کمتر نسبت به جگوار، در نمونه مورد آزمایش قیمتی بیش از 99 هزار دلار پیدا کرد.جگوار به لطف موتور پر قدرتش در پیست توانست برتری کاملی بر رقبا داشته باشدو از لحظه شروع شتاب گیری، این خودرو از سایرین پیش بود و این برتری را تا انتها ادامه داد. این خودرو در مدت 4.4 ثانیه به سرعت 96 کیلومتر بر ساعت رسید در حالی که آئودی برای رسیدن به این سرعت به پنج ثانیه زمان نیاز داشت و ب ام و  نیز در 5.1 ثانیه به این سرعت رسید و در نهایت هیوندای بود که در 6.2 ثانیه از 96 کیلومتر بر ساعت عبور کرد. جگوار در گذشته به کیفیت نامناسب ساخت و خرابی های پی در پی معروف بود هر چند در چند سال اخیر در این زمینه پیشرفت های قابل قبولی به دست آورده است می رود تا جایگاه یک لوکس انگلیسی را در میان لوکس های بازار تحکیم کند.

















رتبه اول: آئودی A 8L 4.2


آئودی هر چند در مجموع امتیازات سایه جگوار را در پشت سر خود می دید اما با به دست آوردن امتیاز کامل در 11 بخش از 19 بخش مورد ارزیابی، توانست رکورد خوبی از خود بر جای بگذارد و نشان داد که خودروی کاملی است. به گزارش برترین ها آنچه بیش از همه توجه گروه را به این خودرو معطوف کرد پایداری بر روی جاده بود. بخشی از این توانایی به سیستم تعلیق این خودرو و طراحی مناسب شاسی آن باز می گردد اما مهم تر از آن سیستم چهار چرخ متحرک این خودرو است که در زمان حرکت در مسیر های مارپیچ، آئودی را از رقبا جلو می اندازد. در میان اعضا حاضر در پیست، این خودرو تنها خودرویی است که به صورت استاندارد با سیستم چهار چرخ متحرک عرضه می شود و به همین دلیل برای برگزرای این تست نیز نمونه کواترو آن در محل حاضر شد. به لطف این سیستم، نیرو به صورت پیوسته میان چرخ های جلو و عقب تقسیم می شود هر چند در حالت عادی سهم چرخ های عقب بیشتر است اما به محض آنکه سیستم تشخیص دهد چرخ های عقب چسبندگی خود را به زمین از دست داده اند، بخش عمده نیرو را به چرخ های جلو ارسال می کند و این کار به سرعت و بدون آنکه راننده متوجه شود انجام می گیرد. با این توانایی، آئودی A8L بهترین نتیجه را در تست اسلالوم به دست آورد ضمن آنکه توانست بیشترین نیروی جانبی را که معادل 0.93 G است را تحمل کند در حالی که رقبا حتی به عدد 0.9 نزدیک هم نشدند. به علاوه در زمینه هندلینگ نیز این خودرو پیشتاز بود.

آئودی حاضر در پیست از کم حجم ترین موتور در بین رقبا بهره می برد. موتور 4.2 لیتری هشت سیلندر این خودرو 372 اسب بخار قدرت و 444 نیوتون متر گشتاور تولید می کند. این موتور عنوان کم مصرف ترین خودروی حاضر در این رقابت را به دست آورد هر چند شاید برای خریداران این سدان لوکس 84هزار دلاری، مصرف سوخت چندان با اهمیت نباشد. در اروپا می‌توانید A8 را با موتور سه لیتری شش سیلندر نیز سفارش دهید اما این موتور به بازار آمریکا راه پیدا نکرده است. البته اگر آئودی پر قدرت تری می خواهید می توانید این خودرو را با موتور W12 با حجم 6.3 لیتر و قدرت 500 اسب بخار نیز سفارش دهید که در آن صورت قیمتش به رقم بیش از 133 هزار دلار خواهد رسید. البته با همین موتور نیز آئودی دومین خودروی سریع در دست یابی به سرعت 96 کیلومتر در ساعت است که بخشی از آن به کارآیی مناسب دنده های گیربکس هشت سرعته اش باز می گردد که تعویض های سریع و البته نرمی دارند.با دیسک های 15 اینچی در جلو و 14 اینچی در عقب به همراه دو پیستون در جلو یک پیستون در عقب، این خودرو به لطف وزن کم خود توانست بهترین عملکرد را در ترمز گیری داشته باشد. بدنه و شاسی این خودرو نیز مانند جگوار به طور کامل از آلومینیوم ساخته شده است. با طول 527 سانتی متری، بلند ترین خودروی گروه است و بهترین فضای داخلی را در جلو و کمترین فاصله صندلی ها را در عقب دارد. البته این مطلب به آن معنی نیست که سرنشینان احساس ناراحتی می کنند چرا که راحتی صندلی ها در جلو و عقب قابل قبول است.

طراحی خارجی آئودی زیبا و پر قدرت است اما بهتر از آن طراحی داخلی است که ترکیب بی نظیری از المان های اسپورت را در کنار فضایی لوکس گرد هم آورده است. ترکیب چوب و چرم کابین به راستی مثال زدنی است ضمن آنکه سیستم کامپیوتری آن نیز بهترین در میان گروه است و سیستم فرامین صوتی آن نیز به خوبی کار می کند.




لیست تجهیزات استاندارد آئودی اندکی بیشتر از ب ام و  است و هر چند به پای جگوار نمی رسد ولی آنقدر هست که ارزش خرید را داشته باشد ضمن آنکه بیش از امکانات، خریدار پول کیفیت ساخت، کیفیت رانندگی و فضای داخلی را می پردازد و از این نظر به طور مطلق از ب ام و  برتر است.اگر در خانواده خود یک بازیکن بسکتبال دارید، بهترین خودرو برای شما همین آئودی است چون هیچ وقت بحث بر سر اینکه این فرد بر روی کدام صندلی بنشیند در نخواهد گرفت چون در آئودی امکانات زیادی برای لذت بردن از یک سواری راحت وجود دارد.

بدون شک این بهترین A8 ای است که ارباب حلقه ها از سال 1994 تا به حال ساخته و البته یکی از بهترین خودرو های لوکس موجود در بازار.

در نهایت این خودرو با کسب 574.4 امتیاز از مجموع 600 امتیاز، رتبه نخست را از آن خود کرد.



یکشنبه 7 اسفند 90 , ساعت 1:48 عصر





برای علاقه‌مندان خودروهای اسپورت، شتاب همواره یکی از مهم‌ترین فاکتورها است اما اگر با شنیدن اعداد 4 ثانیه‌ای برای شتاب خودروها به وجد می‌آیید










برای علاقه‌مندان خودروهای اسپورت، شتاب همواره یکی از مهم‌ترین فاکتورها است اما اگر با شنیدن اعداد 4 ثانیه‌ای برای شتاب خودروها به وجد می‌آیید، باید شما را به اعضا باشگاه دو ثانیه‌ای‌ها معرفی کنیم، خودروهایی که صفر تا 96 کیلومتر بر ساعت را در زمانی کمتر از سه ثانیه طی می کنند. برای ورود به این باشگاه تنها ساختن یک سوپر اسپورت کافی نیست چرا که بسیاری از سوپر اسپورت‌های مشهور بازار راهی به این باشگاه ندارند. خودروهایی که عضو این باشگاه می‌شوند باید نهایت دانش مهندسی را در خود جای داده باشند تا بتوانند بر محدودیت‌ها چیره شوند و شتابی زیر سه ثانیه به دست آورند.در این بخش سه خودروی عضو این باشگاه را رو در روی یکدیگر قرار می دهیم تا نتایج رقابت آنها را مرور کنیم. در ابتدا قرار بود در کنار سه خودروی  بوگاتی ویرون SS ، پورشه 911 توربوS و نیسان GT-R، مدلی از لامبورگینی هم قرار بگیرد. برگزار کنندگان از شرکت لامبورگینی خواستند مورسیه لاگو LP670-4 SV را که در تست‌های مستقل شتابی زیر سه ثانیه داشته را به این رقابت اعزام کنند و یا جدیدترین محصول خود، آونتادور را برای آزمایش بفرستند ولی لامبورگینی از این کار امتناع کرد. فراری ایتالیا نیز با توجه به آنکه بهترین زمان صفر تا 96 کیلومتر در ساعتش سه ثانیه بوده است از این آزمون کنار گذاشته شد. لازم به یادآوری است این آزمون در کشور آمریکا انجام گرفته و آریل اتم نتوانست در آن شرکت کند.به این ترتیب این تست با حضور سه خودرو آغاز شد. پیش از بررسی نتایج این تست، مروری بر رقبای حاضر در پیست خواهیم داشت.







پورشه 911 توربو S مدل 2011


قوی‌ترین پورشه 911 که می توان از شرکت پورشه خرید و البته مجوز حرکت در خیابان‌های شهر را دارد همین خودرو است. شاید ظاهرش با مدل‌های دیگر 911 از جمله کاررا‌های 350 اسب بخاری تفاوت چندانی نداشته باشد اما در موتورش غوغایی بر پا است تا بتواند با قدرت 530 اسب بخار عنوان قوی‌ترین 911 استاندارد را به دست آورد. 

پورشه برای ارتقا مدل‌های پایه 911 در چند سال اخیر بلافاصله پس از عرضه هر نسل، سری توربو را نیز به بازار عرضه می کند. اما اگر مدل‌های توربو 911 با موتور 500 اسب بخاری برای عده‌ای کم است، پورشه باز هم طرحی برای ارتقا دارد که حاصل آن مدل توربو S  با 30 اسب بخار قدرت بیش‌تر است. برای رسیدن به این قدرت، مهندسان پورشه موتور آشنای 3.8 لیتری تخت شش سیلندر تمام آلومینیومی آشنای خود را به کارگاه بردند تا موتوری شایسته پسوند S تولید کنند. برای این منظور در درجه اول فشار توربوی هندسه متغیر این خودرو به میزان 2.7 PSI افزایش پیدا کرد و به عدد 17.4 رسید. هوای اضافه‌ای که از این طریق به موتور تزریق می‌شود، برای تبدیل شدن به 30 اسب بخار قدرت بیش‌تر نیاز به سوخت اضافه‌تر دارد و اینجا است که با برنامه‌ریزی مجدد مجموعه مدیریت موتور، تغییر در زمان‌بندی سوپاپ‌ها و استفاده از ورودی هوای بزرگ‌تر برای موتور، در نهایت قدرت به 530 اسب بخار و گشتاور نیز از 650 نیوتون متر در مدل‌های توربو به رقم بی‌نظیر 700 نیوتون متر رسید. نکته قابل توجه اینکه این گشتاور عظیم از دور موتور 2100 در اختیار راننده است که بهترین رکورد در میان گروه را به دست می آورد و به این ترتیب علاوه بر شتاب‌گیری اولیه مناسب، شتاب میانی این خودرو نیز رقبا را به زانو در می آورد. کافیست در هر سرعتی راننده پدال گاز را تا انتها بفشارد تا صدای جیغ تایر‌ها بلند شود. خط قرمز این موتور از 6800 دور آغاز می‌شود و در 7000 دور، پاشش سوخت متوقف خواهد شد. با حجمی برابر با نیسان، قدرت برابری نیز تولید می کند اما برتری‌اش در گشتاور بالاتر و البته تولید قدرت و گشتاور در دور موتور پایین‌تر است هر چند دو برابر نیسان قیمت دارد.برای انتقال این قدرت، پورشه از سیستم چهار چرخ متحرک استفاده کرده است چرا که در غیر این صورت کنترل این خودرو بسیار دشوار می‌شد و این امر تاثیر منفی بر شتاب‌گیری آن داشت. این نیرو از طریق گیربکس هفت سرعته دو کلاچه ساخت پورشه به دو دیفرانسیل جلو و عقب می رسد.پورشه هم‌چنان به سنت نصب موتور در عقب خودرو برای مدل‌های 911 وفادار است. جای دادن موتوری با این حجم در محفظه کوچک موتور این خودرو کاری است که فقط از تکنولوژی آلمانی بر می‌آید چرا که علاوه بر موتور، گیربکس، سیستم خنک کننده  و ... نیز به طور فشرده در بخش عقب قرار گرفته‌اند و جالب‌تر آن‌که هنوز هم در عقب خودرو دو صندلی برای نشستن سرنشینان وجود دارد هر چند خیلی نمی‌توان بر روی آن‌ها حساب کرد.وجود موتور در بخش انتهایی خودرو باعث شده 61 درصد از وزن در بخش انتهایی و تنها 39 درصد در محور جلو باشد. البته در زمان شتاب‌گیری این مسئله می‌توان یک مزیت باشد چرا که با نیروی بیشتر در محور عقب، به دلیل وزن بیشتر این محور، کم‌تر شاهد هرز‌گردی خواهیم بود ولی در پیچ ها، خاموش بودن سیستم کنترل پایداری برای بسیاری از رانندگان می‌تواند کشنده باشد چرا که فرمان اطلاعات چندانی از مسیر حرکت را به راننده انتقال نمی‌دهد.در زمان شروع حرکت، سیستم انتقال قدرت 16درصد گشتاور موتور را به محور جلو ارسال می‌کند و محور عقب بقیه این گشتاور را در اختیار دارد اما در صورتی‌که سیستم وجود هرزگردی را تشخیص دهد می‌تواند از طریق دیفرانسیل مرکزی تا 50 درصد از گشتاور را نیز به چرخ‌های جلو برساند. البته این مطلب بیش از مسابقه شتاب، برای زمان حرکت در پیست مناسب است.قدرت این خودرو از طریق رینگ‌های 19 اینچی در جلو و عقب به تایرهای بریجستون آن منتقل می‌شود. در محور عقب عرض تایر 305 میلی متر است تا بتواند در مقابل گشتاور موتور مقاومت کند و دیرتر دچار هرزگردی شود. با این وجود در صورت خاموش بودن سیستم کنترل هرزگردی، راننده شاهد دود تایرها خواهد بود در حالی که در مورد نیسان، خودرو با سروصدای کم‌تری به راه می افتد.پورشه برای متوقف کردن این خودروی 1630 کیلوگرمی از دیسک‌های ترمز سرامیکی در هر چهار چرخ استفاده کرده است که همگی خنک شونده‌اند. در محور جلو دیسک 15 اینچی با شش پیستون قرار دارد و در محور عقب لنت‌ها به وسیله چهار پیستون بر روی دیسک 13.8 اینچی فشرده می‌شوند.









نیسان GT-R   مدل 2012


نیسان GT-R بدون شک گرگی در لباس میش است. ظاهرش چندان نشانگر توانایی‌های فنی‌اش نیست و از نظر قیمت هم از دو خودروی دیگر حاضر در تست دورتر است. اما این خودرو با موتور شش سیلندر خود، چنان توانایی‌هایی دارد که رقبای بسیار گران‌قیمت‌تر از خود را نیز به چالش کشیده است. 




ششمین نسل GT-R شالوده هر آن چیزی است که نیسان از تولید خودروهای اسپورت در بیش از چهار دهه اخیر آموخته است و همه آن‌ها را در این خودرو یک جا به کار گرفته تا حاصل کار یک گودزیلای واقعی از سرزرمین آفتاب تابان باشد.




با موتور 3.8 لیتری شش سیلندر، شاید در نگاه اول بسیاری از علاقه مندان چندان این خودرو را جدی نگرفتند اما وقتی این موتور با دو توربوشارژر ترکیب می‌شود می‌تواند توان 530 اسب بخار و گشتاور 607 نیوتون متر را را فراهم کند. نیسان GT-R برای سال 2012 شاهد تغییراتی در موتور و البته چند تغییر ظاهری در بدنه بوده است. منیفولد‌های بزرگ‌تر، تغییر در سیستم زمان بندی سوپاپ‌ها از مهم‌ترین این تغییرات بوده است که باعث شده قدرت موتور آلومینیومی دست ساز آن نسبت به مدل‌های اولیه 45 اسب بخار و گشتاورش 19 نیتون متر افزایش پیدا کند.




این قدرت و گشتاور از طریق یک میل گاردان تمام کربنی به گیربکس شش سرعته دوال کلاچ می رود که در بخش میانی خودرو قرار دارد و از آنجا میان چرخ‌های جلو و عقب تقسیم می شود. علت نصب گیربکس در بخش میانی و رو به انتهای خودرو، تقسیم وزن بهتر است. با این کار هر چند این خودرو به تقسیم وزن ایده آل 50/50 بر روی محور‌های جلو و عقب نرسیده است اما مهندسان نیسان موفق شده‌اند 46درصد از وزن آن را بر روی محور عقب متمرکز کنند که برای یک خودروی کوپه چهار نفره موتور جلو تقسیم وزن مناسبی است. 

سیستم چهار چرخ متحرک این خودرو در آغاز حرکت 98درصد گشتاور را بر روی محور عقب متمرکز می کند. دیفرانسیل لغزش محدود در محور عقب نیز این نیرو را به رینگ‌های 20 اینچی و در ادامه به تایرهای دانلوپ با پهنای 285 میلی متر می رساند. این وضعیت تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که سیستم هوشمند خودرو، لغزش چرخ‌های عقب را تشخیص دهد و پس از آن به صورت هوشمند 50درصد نیرو به دیفرانسیل جلو منتقل می‌شود تا خودرو بتواند به صورت پیوسته شتاب بگیرد. در غیاب این سیستم احتمالا تایرهای GT-R در شروع حرکت به آتش کشیده می‌شدند اما سیستم چهار چرخ متحرک اجازه می‌دهد خودرو شتاب‌گیری سریعی داشته باشد و همین مسئله است که پای GT-R را به آزمون گروهی ما باز کرده است. 




موتور این خودرو از نظر قدرت هم رتبه پورشه و البته کم‌تر از نصف بوگاتی است و از نظر گشتاور نیز پایین‌ترین رتبه را در بین گروه دارد. حداکثر دور موتور مجاز آن 7000 دور در دقیقه است و البته بیش از این هم دور نمی‌گیرد چرا که ECU برای جلوگیری از آسیب های احتمالی، پاشش سوخت را متوقف می‌کند. حداکثر قدرت 530 اسب بخاری این موتور در دور موتور 6400 به دست می‌آید. هر چند این عدد کمی بالا است و باعث می‌شود برای رسیدن به توانمندی‌های این هیولا ناچار به فشردن بیش از حد پدال گاز باشید اما دو خودروی دیگر نیز وضعیت مشابهی دارند.

برای متوقف کردن این خودرو، از دیسک‌های 15.3 اینچی خنک شونده با شش پیستون در محور جلو و 15 اینچی خنک شونده با چهار پیستون در محور عقب استفاده شده است. 

نیسان GT-R فرزند خانواده پر افتخار خودرو‌هایی است که پیش از این با نام نیسان اسکای لاین GT-R از سال 1969 به تولید می رسیدند و اینک ششمین نسل از این خانواده با حداکثر توانمندی‌ها به بازار عرضه شده است. نمونه مورد آزمایش با قیمت 89هزار و 950 دلار ارزان‌ترین خودروی حاضر در پیست بود.

نکته قابل توجه در مورد این خودرو ابعاد و اندازه‌های آن است که بیشتر به یک کوپه خانوادگی نزدیک است تا یک سوپر اسپورت. با طول 4.65 متر، از بوگاتی با موتور 16 سیلندر هم بزرگ‌تر است اما آن‌قدر خوب طراحی شده که کم‌ترین ضریب آئرودینامیک را با عدد 0.26 به خود اختصاص داده است در حالی که این عدد در بوگاتی در بهترین حالت 0.36 است و پورشه هم با 0.31 در رتبه دوم ایستاده است.







بوگاتی ویرون 16.4 سوپر اسپورت مدل 2012


از هر نمایی که به ویرون نگاه کنید یک هیولا را در قالب یک شاهکار هنری خواهید دید. با موتور هشت لیتریW شکل، حتی با تنفس طبیعی هم خودروی پر قدرتی خواهد بود اما برای افزایش قدرت، با چهار توربوشارژر پشتیبانی می‌شود تا قدرتش از مرز 1000 اسب بخار بگذرد. پروژه ویرون حاصل بلند پروازی‌های بی‌حد و حصر ((فردیناند پیچ)) مدیرعامل سابق گروه فولکس واگن است، مردی که عادت داشت عقاید عجیب و غریبش را به مهندسان شرکت تحمیل کند و حاصل آن تولید خودروهایی چون بوگاتی ویرون است. 




پیچ پس از آنکه فولکس واگن شرکت بوگاتی را خرید از مهندسانش خواست خودرویی تولید کنند که بیش از 400 کیلومتر در ساعت سرعت داشته باشد، صفر تا صد را زیر 3 ثانیه طی‌کند. این خواسته‌ها برای مهندسان فولکس واگن یک چالش فنی وحشتناک بود. در سرعت‌های بالا همه چیز تغییر می کند. آیینه ها در نمونه‌های اولیه تحت تاثیر فشار هوا خم می‌شدند. اگر در سرعت بالا بر حسب اتفاق از برف پاک‌کن استفاده می کردید تیغه‌های برف پاک‌کن از جای خود کنده می‌شد. نگهداشتن خودرو با این سرعت یک مشکل بزرگ بود. خنک کردن موتور هم یکی دیگر از مشکلات بود اما در نهایت مهندسان فولکس واگن با سرمایه‌ای که در اختیارشان قرار گرفته بود سرانجام در سال 2005 نخستین نمونه را برای فروش حاضر کردند. با حداکثر سرعت 408 کیلومتر در ساهت، هیچ خودرویی به گرد پای ویرون هم نمی‌رسید تا این‌که یک شرکت کوچک آمریکایی خودرویی ساخت که از ویرون سریع‌تر بود. مهندسان فولکس بار دیگر دست به کار شدند تا خودرویی سریع‌تر بسازند که حاصل آن مدل سوپر اسپورت (SS) بود که می توانست تا 431 کیلومتر در ساعت سرعت بگیرد.




در مدل SS از توربوشارژرهای بزرگ‌تری استفاده شد تا بتوانند هوای بیشتری را به موتور برسانند ضمن آنکه اینترکولرها نیز بزرگ‌تر شدند. در ادامه خروجی‌های دود نیز بزرگ‌تر شدند تا نیروی مقاومت کمتری را در مقابل خروجی دود موتور داشته باشند. حاصل این تغییرات دست‌یابی به قدرت 1183 اسب بخار در دور موتور 6400 و گشتاور 1500 نیوتون متری در دور موتور 3000 است. برای انتقال این قدرت عظیم، سیستم انتقال قدرتی ویژه این خودرو ساخته شد. گیربکس هفت دنده دو کلاچه آن نیرو را به هر چهار چرخ می‌رساند و از آنجا از طریق رینگ‌های 20 اینچی در جلو و 21 اینچی در عقب به تایرهای میشلن می‌رسد. 




تایرها در جلو عرضی معادل 265 میلیمتر و در عقب عرضی برابر با 365 میلیمتر دارند. وجود چنین تایرهای عریضی برای این خودرو یک نیاز است چرا که در غیر این صورت گشتاور موتور تایرها را پودر می کند. اگر سیستم کنترل پایداری و سیستم کنترل کشش ویرون را خاموش کنید، در شروع حرکت تنها دود تایرها را خواهید دید که از چرخ‌های جلو و عقب بلند می شود و خودرو به شدت شروع به چرخش به دور خود خواهد کرد. در این شرایط تنها رانندگان حرفه‌ای می توانند از پس کنترل ویرون برآیند. 




با توجه به آنکه موتور این خودرو در بخش میانی واقع شده است، 55 درصد از وزن دو تنی ویرون بر روی محور عقب است. با وجود استفاده گسترده از فیبر کربن و منیزیوم در این خودرو، وزن نهایی‌اش از دو خودروی دیگر حاضر در پیست بیشتر است. 




متوقف کردن این خودرو بر عهده دیسک‌های سرامیکی خنک شونده است که در جلو 15.8 اینچ و در عقب 15اینچ قطر دارند و به ترتیب با کالیپر‌های هشت و شش پیستونه همراه هستند ضمن آنکه باله عقب آن در زمان ترمزگیری به صورت قائم قرار می‌گیرد تا بتواند نقش ترمز هوایی را بازی کند.









در پیست مسابقه


هر سه خودرو برای شرکت در این رقابت راهی پیست شدند. شاید در آغاز به نظر برسد رقابت بوگاتی ویرون با قیمت بیش از دو میلیون دلار با خودروهایی که یکی کم‌تر از 100  و دیگری کم‌تر از 200هزار دلار قیمت دارند و حجم موتور و قدرت‌شان هم کم‌تر از نصف ویرون است چندان عادلانه نباشد و حتی پیش از شروع مسابقه می‌توان نتیجه آن را حدس زد. 




البته نتیجه این مسابقه قابل پیش بینی است و برای آنکه خیال‌تان راحت باشد از هم اکنون اعلام می‌کنیم در پایان ویرون بود که عنوان سریع‌ترین خودرو را به دست آورد اما در حین این رقابت نتایج جالب توجهی به دست آمد که نشان داد این سوپر اسپورت گران‌قیمت به راحتی ممکن است از یک خودروی چهار نفره ژاپنی شکست بخورد. به علاوه رقابت میان پورشه و نیسان در نوع خود رقابت جذابی است. دو خودرویی که قدرت‌های برابری دارند و یکی از سرزمین آفتاب تابان و دیگری از قاره سبز رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند.




برای افزایش جذابیت این رقابت، برگزار کنندگان قوانین خاصی را وضع کرده بودند که کار را برای خودرو ها دشوار می کرد. از ابتدا قرار بر این بود که رانندگان حرفه‌ای در پشت فرمان هر سه خودرو بنشینند. به همین دلیل برای رسیدن به بهترین نتیجه در هر سه خودرو تنظیمات بر روی حداکثر کارآیی قرار گرفت.با این تغییرات تعویض دنده به صورت دستی خواهد بود و با تنظیم حالت اسپورت و یا پیست برای سیستم انتقال قدرت، تعویض دنده‌ها در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام خواهد شد. در رقابت‌های درگ یا شتاب، خودروها از تایرهای مخصوصی استفاده میکنند که حداکثر چسبندگی را به سطح پیست داشته باشد اما در این رقابت اجازه استفاده از این تایرها به خودروها داده نشد و خودروها با همان تایرهایی که در حالت استاندارد به فروش می‌رسند در پیست حاضر شدند و تنها برای بهبود زمان‌هایشان، اجازه داشتند چند دور در پیست بزنند تا تایرهایشان گرم شود.




با در نظر گرفتن این شرایط هر خودرو به صورت جداگانه مسیر را برای به دست آوردن بهترین زمان طی کرد. حرکت جداگانه خودروها به دلیل مسایل ایمنی بود چرا که در سرعت‌های بالا احتمال بروز اتفاقات غیر قابل پیش بینی وجود دارد اما با توجه به آنکه نتایج هر سه خودرو در کنار یکدیگر قرار گرفته است، ما نیز گزارش لحظه به لحظه حضور آنها را در کنار یکدیگر مرور می کنیم.




سه خودرو در خط استارت. نزدیک به سه میلیون دلار قیمت خودروها، بیش از 2200 اسب بخار قدرت و رانندگانی که آماده رکورد شکنی هستند. با فرمان شروع، خودروها به راه می‌افتند. در کمال ناباوری در لحظه شروع، این نیسان است که سریع‌تر از دو خودروی دیگر به راه می‌افتد و ویرون را پشت سر می‌گذارد. این برتری تا مسافت 30 متری ادامه پیدا می‌کند.









در این فاصله و در حالی که نیسان با سرعت 81 کیلومتر در ساعت از خط 30 متری عبور می‌کند، بوگاتی 28 متر را طی کرده است و پورشه هنوز در مسافت 25 متری است. دلیل کندتر بودن بوگاتی نسبت به نیسان را باید در وزن زیاد تر آن جستجو کرد ضمن آنکه فعال شدن چهار توربوشارژر آن کمی زمان می‌خواهد اما وقتی توربوشارژرها با حداکثر فشار به کار می‌افتند ویرون مانند تیر از لوله تفنگ شلیک می‌شود و به این ترتیب سرعتش در زمان رسیدن به خط 30 متر اندکی بیش‌تر از نیسان است.متاسفانه برتری گودزیلای ژاپنی‌ها به آرامی رنگ می بازد و تولید قدرت موتور و گشتاور در دورهای بالا به آرامی کار دست نیسان می دهد و به مرور دو رقیب از نیسان پیشی می‌گیرند چرا که نیسان برای هر تعویض دنده ناچار است تا رسیدن دور موتور به محدوده خط قرمز صبر کند در حالی که پورشه به عنوان نزدیک‌ترین رقیب نیسان در زمینه قدرت، می‌توان گشتاورش را در دور موتور پایین‌تر آزاد کند و تعویض دنده‌های سریع‌تری داشته باشد. به مرور پورشه و بوگاتی، نیسان را پشت سر می‌گذارند و از این پس رقابت میان این دو در جریان است. از یک سو دو توربوشارژر پورشه تمام تلاش خود را می‌کنند تا هوای کافی برای تنفس موتور 3.8 لیتری را فراهم کنند اما در سوی دیگر رقابت این بوگاتی است که با اتکا به چهار توربوشارژر و موتور هشت لیتری‌اش به آسفالت چنگ می‌زند و به پیش می‌رود هر چند سایه دو رقیب را همچنان پشت سر خود می‌بیند. در جریان این شتاب‌گیری رانندگان نیرویی معادل 1.2 نیروی جاذبه زمین را تحمل می‌کنند.

در خط 500 فوت (152 متر) این بوگاتی است که نخست از خط عبور می‌کند در حالی که پورشه مسافت 135 متر را طی کرده است و نیسان نیز در خط 135 متری و اندکی عقب‌تر از پورشه است.ویرون به لطف موتور پر قدرتش به مرور فاصله را بیشتر می کند و در مسافت یک چهارم مایل (402 متر) برتری‌اش بر دو رقیب کامل شده است تا آنجا که پورشه 60 و نیسان 70متر از بوگاتی عقب‌تر هستند.

رکورد یک چهارم مایل بوگاتی 9.9 ثانیه است و بعد از آن پورشه قرار دارد که این مسافت را در 10.9 طی کرد و نیسان نیز زمان 11.2 ثانیه را به ثبت رساند. 

اکنون نوبت به بررسی اطلاعات کامپیوتر برای شتاب‌گیری خودرو‌ها است. همان‌گونه که انتظار می‌رفت بوگاتی سریع‌ترین خودروی این تست بود و صفر تا 96 کیلومتر بر ساعت را در زمان 2.52 ثانیه طی کرد. ویرون آن‌قدر قدرت و بیش از آن گشتاور دارد که در سرعت 210 کیلومتر در ساعت مانند نیسان در سرعت 130 کیلومتر بر ساعت شتاب می‌گیرد.در رتبه دوم پورشه ایستاد که صفر تا 96 کیلومتر بر ساعت را در مدت 2.84 ثانیه طی کرد. در رتبه سوم نیز نیسان قرار داشت که صفر تا 96 کیلومتر بر ساعت را در مدت زمان 2.94 ثانیه طی کرد تا نشان دهد واقعا عضو باشگاه دو ثانیه‌ای‌ها است.هر چند تاج برتری این رقابت بر سر بوگاتی ویرون نشست اما نیسان نشان داد توانایی‌های بسیاری دارد. اختلاف چهار دهم ثانیه‌ای در شتاب هر چند شاید در چنین رقابتی زیاد به نظر برسد اما نگاهی به برچسب قیمت دو خودرو باعث می‌شود کمی در انتخاب تامل کنیم. با پولی که برای خرید بوگاتی پرداخت می‌شود می‌توان 30 دستگاه نیسان GT-R خرید در حالی که در شتاب گیری‌های شهری تفاوت چندانی بین دو خودرو نیست و همان گونه که دیدیم در ابتدای حرکت حتی نیسان جلوتر می‌افتد. حداکثر سرعت ویرون هم چندان کارآیی ندارد چرا که در کشورهایی که سرعت 120 کیلومتر در ساعت جریمه و سرعت 160 کیلومتر در ساعت زندان را به دنبال دارد، سرعت 400 کیلومتری ویرون احتمالا حبس ابد را برای راننده به ارمغان می‌آورد. با این وجود ویرون از امتیاز خاص بودن برخوردار است و این امتیازی است که بسیاری از مالکین حاضرند برای آن پول بپردازند.



پنج شنبه 1 دی 90 , ساعت 8:9 عصر



یک دهه غیبت در اروپا و حالا ، حی وحاضر! این را در مورد سلطان قلب‌ها یعنی شورلت کامارو می‌گوییم.ظاهراً این بار هم شورلت کاماروی دوست داشتنی قصد کرده تا با روی کار آوردن مدل «ای‌یو» اش دل از کف جاده?‌های اروپا و دیوارهای اطاق خواب‌هایمان ببرد.





برترین مجله اینترنتی ایران





یک دهه غیبت در اروپا و حالا ، حی وحاضر! آن هم با تمام وجود. این را در مورد سلطان قلب‌ها یعنی شورلت کامارو می‌گوییم. اتومبیلی که با عضلات تنومندش چهار دهه بر قلب و ذهن تمامی اتومبیل دوستان و اتومبیل نادوستان حکمرانی کرد و تبدیل به بهترین و زیباترین سوژه برای پوسترهای روی دیوارها، تیشرت تن جوانان دیروز و امروز و حتی ترانه های نام آشنا شد. ظاهراً این بار هم شورلت کاماروی دوست داشتنی قصد کرده تا با روی کار آوردن مدل «ای‌یو» اش دل از کف جاده?‌های اروپا و دیوارهای اطاق خواب‌هایمان ببرد. بدون شک همینطور است.







 تاثیرگذار از هر لحاظ


نکته جالب در مورد مدل «ای‌یو» قابل شناسایی بودنش به عنوان یک شورلت کامارو در یک نگاه است، درعین حال که ظاهرش کاملا مدرن است. طراحی قرن بیست‌ویکمی این اتومبیل تجسمی است از اصالت پربار شورلت کامارو با دماغهVشکل و شانه‌هایی پهن در قسمت عقب که علاوه بر اشاره به ویژگی‌های طراحی بارز و نامی آن، جایگاهی ویژه در میان اتومبیل‌های معاصر به آن می‌بخشد. 

«واین برانون»‌ مدیر عامل بخش اروپایی شورلت، می‌گوید: «کامارو آمیزه‌ای است از قدرت، آسایش و تکنولوژی و این درحالیست که قیمت پیشنهادی آن همیشه، به معنای واقع کلمه، ارزشش را دارد. این هماهنگی قیمت و سرویس‌دهی یکی از همان نکاتی است که کمتر کمپانی به آن دست یافته است. چیزی که یکبار دیگر کامارو را از سایر رقبایش مستثنی می‌کند.» دل «ای‌یو» با درنظرگرفتن مشتریان اروپایی‌اش و با تصور گام نهادن بر جاده‌های پرپیچ و خم پیست نوربررینگ آلمان با توشه‌های از تجهیزات و تمهیدات جدید طراحی شده است. اعداد و ارقام هم به خوبی سهم خود را از این مجموعه تاثیر گذار می‌پردازند. جعبه دنده دستی آن به یک موتور با شکوه V8 2/6 لیتری LS3 متصل است که 432 اسب بخار توان و 569 نیوتن‌متر گشتاور (در دور موتور 4600 دور در دقیقه) تولید می‌کند و عملا به یک شتاب صفر تا صد 2/5 ثانیه ای برای مدل کوپه و شتاب 4/5 ثانیه ای برای مدل کانورتبل تبدیل می شود. از طرف دیگر جعبه دنده اتوماتیک با یک موتور V8 2/6 لیتری L99 با توان 405 اسب بخار و گشتاور 556 نیوتن‌متر (در دور موتور 4300 دور در دقیقه) سروکار دارد. این جعبه دنده مدل کوپه را در مدت زمان 4/5 ثانیه و مدل کانورتبل را با یک تفاوت ناچیز 2/0 ثانیه ای (6/5 ثانیه) از حالت سکون به سرعت 100 کیلومتردرساعت می‌رساند. بیشینه سرعت ای‌یو  250 کیلومتر در ساعت رقم خورده است که رقم کاملا چشمگیری است. لاستیک‌های پیرلی20P0 اینچی نیز موظف‌اند تا از مجموع نیروهای تولیدی ای‌یو  نهایت استفاده را ببرند. در مقابل، دیسک ترمزهای ضد قفل چهار پیستونه برمبو به‌یاری سیستم کنترل کشش و سیستم استایبلی ترک از ترمزگیری بینقص و بهترین عملکرد سر پیچ‌ها اطمینان حاصل می‌کنند. چرخ‌های اتومبیل به موازات بدنه به بیرون کشیده شده‌اند تا به ظاهر اتومبیل پهنای هرچه بیشتری ببخشند.











 نه به آهستگی


اگر طرفدار تواضع، گمنامی، آهسته رفتن و آهسته‌آمدن یا هر چیز دیگری از این قبیل هستید به احتمال 99 درصد ای‌یو هم مثل هر شورلت کاماروی دیگری اتومبیل شما یا خودمانی‌تر بگوییم لقمه شما نیست. این اتومبیل از بدو تولد با هدف تسخیر نگاه‌های تحسین‌‌آمیز عابران پیاده، موتورسوارها یا هر اتومبیل‌سوار دیگری در اطرافش ساخته شده‌است. به‌گفته آفن هایسر، یکی‌از دست‌اندرکاران پروژه ای‌یو، این مدل از ابتدا برپایه ظاهری متفاوت، عملکردی شایسته و قیمتی مناسب بنا شده‌است. 

علاوه‌بر این بدون شک همه اطرافیان به خوبی ارتباط عمیق میان کوپه چهار سر نشینه وجد اعلای آن یعنی شورلت کاماروی مدل 1969 را درخواهند یافت. چراغ های نورانی جلو که با حاله‌ای از چراغ‌های زنون ال‌ای‌دی احاطه شده‌اند ظاهر ای‌یو را پرخاش‌جویانه‌تر می‌سازند. خطوط برجسته روی کاپوت نیز حس داینامیک طراحی را به اوج می رسانند تا حدی که حتی درحالت سکون هم جریان حرکت را در اتومبیل حس خواهید کرد. در قسمت عقب بازتاب تاثیر از طراحی جلو کاملا محسوس است. چراغه‌ای ال‌ای‌دی دوقلوی عقب به خوبی بیانگر این موضوع هستند. تضاد کاپوت بلند جلو و صندوق عقب کوتاه نیز که از اِلمان‌های کلاسیک شورلت کامارو است شایان توجه است. خروجی اگزوز کرومی و دایره شکل ای‌یو یادآور اگزوز کوروت Z06 است.







 هیس!


عایق‌های صدای متعدد در ای‌یو، سرنشین را به دنیایی متفاوت و سرشار از سکوت می‌کشانند و تنها زمزمه‌های ناچیز موتور V8 است که هر‌‌ ازگاهی سرنشین را از خواب شیرین بیدار می‌کند و به?خاطر می‌آورد که درحال رانندگی با یک اتومبیل عضلانی هستید. طراحی داخلی که همچنان ریشه‌های طراحی کاماروهای گذشته را حفظ کرده‌است سادگی و ارتقاء را به تصویر می‌کشاند و پیروی از نکات ریز و ظریف طراحی معاصر را نیز در جزئیاتی نظیر کلیدها، دکمه‌های گروهی و چراغانی محیطی متذکر می‌شود. این چراغانی زیبا با رنگ آبی یخی بر درها مستولی می‌شود و سرعت‌سنج و دورسنج را نیز دربرمی‌گیرد. اطلاعات مورد نیاز دیگر بین این دو نمایشگر دیده می‌شوند. همین اطلاعات روی شیشه جلو باز تابانده می‌شوند به‌صورتی که کمی بالاتر از قسمت انتهایی کاپوت به‌نظر می‌رسند. درصورت تمایل میتوان نور نارنجی رنگ و تریم انرفرنو اورنج را در کابین جایگزین کرد. صندلی‌های اسپورت به‌راحتی پذیرای سرنشینان می‌شوند و راننده بدون کوچکترین زحمتی بر کلیدهای عملکردی مختلف مسلط می‌شود. حالت صندلی‌ها با استفاده از سنسورهای سیستم دقیق جستجوگر با وزن سرنشینان تطبیق داده می‌شود. فرمان اتومبیل هم مفصلا از خجالت راننده درمی‌آید؛ رانندگی اسپورت را کامل می‌کند و کنترل بلوتوث، عملکردهای صوتی و آی‌پاد/ ام‌پی‌3 پلیر را نیز دارد. این ویژگی به همراه خصیصه منحصر به فرد نمایش اطلاعات ضروری بر شیشه جلو (شورلت کامارو تنها اتومبیلی است که در کلاس خود این ویژگی را دارد) چشمان راننده را بر جاده و دستانش را بدون ایجاد وقفه‌ای بر فرمان اتومبیل قفل می‌کند. سیستم صوتی 245 وات 9 اسپیکر بوستون کیفیت صدای کابین را تضمین می‌کند و تاشدن کامل صندلی عقب از دیگر تمهیداتی است که در جهت حمل راحت‌تر اشیاء بزرگتر اندیشیده شده‌است. اهرم دنده هارست‌تی‌ام هم چنین به راننده امکان یک گریپ تمام و کمال را مخصوصا در صورت وقوع تغییرات ناگهانی می‌بخشد. برخلاف عملگرا‌‌‌ بودن ای‌یو، فضای بار زیادی در گوشه و کنار کابین اندیشیده شده‌است. از این گذشته پکیج سفارشی دید عقب سیستم دوربین دید عقب و آینه اتوماتیک با تنظیم خودکار نور را به سیستم پارک کمکی حاضر الحاق می‌کند.







 آقای ایمنی


امنیت در ای‌یو یک المان کلیدی است. 6 ایربگ دو مرحله‌ای در هر دو طرف راننده و کمک راننده که از سرها و قفسه‌سینه محافظت می‌کنند، ایربگ‌های جانبی مخصوص قفسه‌سینه و لگن در سمت راننده و کمک‌راننده و ایربگ‌های سقفی ویژه که محافظت از سر سرنشینان را برعهده دارند. از دیگر امکانات ایمنی موجود در ای‌یو میتوان به کمربندهای ایمنی هوشمند، پدال‌های ترمز که به‌صورت اتوماتیک خلاص می‌شوند و میله فرمان تاشو اشاره کرد. سیستم حسی اتومبیل که بر عملکرد کمربندها نیز نظارت دارد عملکرد ایربگ‌ها را با‌شدت ضربه وارده هماهنگ می‌سازد و فاصله صندلی از جلو را تنظیم می‌کند. جالب است بدانید که ای‌یو در بیش از 7000 تست پیشگیری از تصادف شرکت داده شده‌است و از جاده‌های یخ‌زده پیست‌های سوئد گرفته تا پیست‌های آزمایشی آلمان و استرالیا در هرجا مورد آزمایش قرار گرفته و هر بار از هر امتحانی سربلند بیرون آمده‌است. تقسیم وزن 52 درصد جلو و 48 درصد عقب، ای‌یو را در بهترین موقعیت تعادلی ممکن قرار داده‌است و سواری با آن را به یک پروسه دل‌چسب و هیجان‌انگیز تبدیل کرده‌است. شایان ذکر است که ساختار مرکزی استیل ای‌یو در این زمینه نقش کلیدی را ایفا می‌کند.

سیستم کنترل شاسی شورلت کامارو گزینه‌های جالبی دارد: 1- حالت پایه‌ای کالیبره کنترل تعادل 2- خاموش‌کردن کنترل کشش/ روشن‌کردن کنترل تعادل 3- حالت رقابتی/ اسپورت 4- خاموش‌کردن کنترل کشش/ خاموش‌کردن کنترل تعادل.

سیستم استایبلی ترک که یک سیستم چهار کاناله هندلینگ فعال است سیستم کنترل داینامیک اتومبیل را فعال می کند و به راننده در شرایط نامناسب از قبیل جاده مرطوب، برفی و یخ‌زده و همینطور پیچ‌های تند یاری می‌رساند. این سیستم همچنین عملکرد ترمز ضد قفل ای‌بی‌اس، کنترل کشش و سیستم ترمز فعال را ترکیب می‌کند و از لغزش چرخ ها جلوگیری کرده، چرخش آن‌ها را به حداکثر می رساند. ترمز ضد قفل ای‌بی‌اس سرعت هر چهار چرخ را به صورت مجزا کنترل می‌کند و به‌منظور تمیز ترمزگیری در مسیرهای مستقیم یا در پیچ‌ها به سنسور زاویه فرمان مراجعه می‌کند. سیستم کنترل کشش نیز درصورت نیاز گشتاور بیشتری را به چرخ‌های فعال انتقال می‌دهد. درصورت تصادف نیروی وارده در منطقه انتقالی گسترده شده در سرتاسر اتومبیل توزیع می‌شود.



پنج شنبه 1 دی 90 , ساعت 8:3 عصر







در یک حادثه نادر در ژاپن، 8 دستگاه خودروی فراری و لامبورگینی با هم برخورد کردند. گفته می شود، ارزش تقریبی خودروها به بیش از 2 میلیون دلار می رسد.


آمار دقیق تصادف به این شرح است :


8 فراری شامل: اف 430 ، 355، 360 و 512


3 مرسدس


1 لامبورگینی دیابلو


1 تویوتا پریوس


1 نیسان اسکای‌لاین


در تصاویری که از تلویزیون ژاپن پخش شد ، خودروهای مچاله شده در بزرگراه چوگوکو در جنوب شهر هانشو دیده می شد. این تصادف در کاروانی متشکل از 20 خودرو گران قیمت رخ داد که یکشنبه صبح در بزرگراهی باران زده درحال حرکت بودند. ایچیرو کامیتانی رییس پلیس این بزرگراه درباره این سانحه عجیب گفت : "هرگز در زندگی ام این تعداد فراری را کنار هم ندیده بودم . با وجود اینکه برخی از این خودروها حدود 160 کیلومتر سرعت داشتند اما کسی به شدت مجروح نشد و تعدادی از سرنشینان به طور سرپایی در محل درمان شدند."


این سانحه رانندگی باعنوان گران‌قیمت‌ترین تصادف زنجیره‌ای دنیا شناخته شده است.


یکی از خودروهای مچاله شده فراری اسکودریا اف 430 با سرعت 320 کیلومتر در ساعت است و گویاراننده فراری که پیش از سایرین در حال حرکت بوده حدود 60 سال سن داشته و ترمز بی موقع او مسبب این سانحه شده است . مجموع ارزش این خودروها بیش از چهار میلیون دلار تخمین زده شده است.


نکته اینجاست که راننده اکثر خودروها افراد ثروتمند نبودند بلکه جوانانی بودند که با پس انداز پولشان و خرید قسطی خودرو می خواستند رویاهایشان را به واقعیت بدل کنند. گفته می شود این خودروها همگی راهی هیروشیما بودند تا در نمایش خودروهای گران قیمت ژاپن شرکت کنند.












منبع: عصر خودرو



پنج شنبه 1 دی 90 , ساعت 6:55 عصر



همه ساله با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال میلادی و در آستانه ورود سال جدید، موسسات و نشریات تخصصی حوزه خودرو اقدام به معرفی «برترین» و «بدترین»های دنیای خودرو در سالی که گذشت می کنند.




 برترین ها به نقل از هفت صبح : همه ساله با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال میلادی و در آستانه ورود سال جدید، موسسات و نشریات تخصصی حوزه خودرو اقدام به معرفی «برترین» و «بدترین»های دنیای خودرو در سالی که گذشت می کنند. 

خودرو سال دنیا، پرفروش ترین خودرو سال، سودده ترین شرکت های خودروسازی، برترین خودروهای کانسپت (مفهومی)، بهترین طراحی بدنه و بهترین جزئیات طراحی داخلی را می توان از مهم ترین و تاثیرگذارترین فهرست هایی نامید که همه ساله در چنین روزهایی از سوی نشریات معتبر منتشر شده و تب و تاب خاصی را در میان علاقه مندان به صنعت خودروسازی برپا می کند.

به گزارش برترین ها یکی از هیجان انگیزترین فهرست های منتشرشده در میان «ترین»های سال، بهترین جزئیات طراحی خودرو یا همان Detail Design است که در چند سال گذشته و با پیشرفت روزافزون «طراحی صنعتی»، این فهرست طرفداران بسیاری پیدا کرده است. چراکه با افزایش سرسام آور تنوع محصولات شرکت های خودروسازی در طول چند سال اخیر و شباهت اجتناب ناپذیر خودروها به یکدیگر، این «جزئیات طراحی» خواهد بود که رای به موفقیت یا شکست یک محصول در زمینه طراحی خواهد داد. 

با این مقدمه در نوشتار پیش رو به معرفی بهترین جزئیات طراحی دکوراتیو داخلی خودروها در سال 2011 خواهیم پرداخت. با این توضیح که هریک از هفت مورد ذکرشده در فهرست بهترین «جزئیات طراحی داخلی» علاوه بر زیبایی چشم نوازی که به ارمغان آورده اند. در نوع خود ابداع جدیدی در صنعت خودروسازی نیز به حساب آمده و به خوبی بیانگر جاه طلبی طراحان شجاعی است که هیچ حد و مرزی برای جامه عمل پوشاندن به ایده های ذهنی خود نمی شناسند.

Mercedes benz CLS63 AMG CONSOLE




شرکت مرسدس بنز با معرفی کلاس CLS به عنوان نخستین کوپه – سدان دنیا نه تنها بسیاری از علاقه مندان و کنشگران صنعت خودروسازی را میخکوب کرد بلکه بسیاری از شرکت های رقیب را نیز به تحسین این محصول واداشت. درواقع CLS بیانگر تلفیق مهندسی بی نقص آلمانی با هنر مدرن بود که نتیجه آن معرفی اسطوره ای شد که نزدیک به یک دهه همواره در فهرست 10 خودروی برتر سال قرار گرفت. اما نسخه پرقدرت نسل جدید این خودرو یعنی CLS63AMG که بهار سال جاری معرفی گردید. 

علاوه بر ویژگی های برتر فنی و دینامیکی که از خود به معرض نمایش می گذارد یکی از بهترین جزئیات طراحی سال را نیز به همراه دارد. اهرم تعویض دنده این خودرو که با الهام گیری از «جوی استیک» کابین خلبان در نسل جدید هواپیماهای ایرباس طراحی شده فوق العاده زیبا و ارگونومیک است. این اهرم تعویض دنده که از چرم طبیعی و پوشش آلومینیومی، پوشیده شده است مطابق با شرایط بدنی آرنج و انگشتان دست بوده و به نحوی طراحی شده که راننده می تواند در تمام مدت رانندگی دست خود را روی آن قرار دهد.





Audi a7 Layered-wood-trim




اگر فکر می کنید هنگامی که سخن از بهترین کیفیت و برترین طراحی چوب و چرم به کار رفته شده در داخل کابین خودرو گفته می شود حتما باید پای یکی از برندهای اشرافی انگلیسی چون «رولزرویس» و «جگوار» به میان آید سخت در اشتباهید! برای داشتن بهترین و باکیفیت ترین دکوراتیو داخلی، خودروهای چندصد هزار دلاری انگلیسی را فراموش کنید. طراحان آئوی در مدل A7 خود سنگ تمام گذاشته و با بهره گیری از بهترین پوشش چوب ساج در قسمت داشبورد و کنسول میانی شما را به یاد خودروهای خاندان سلطنتی خواهند انداخت. 

همانگونه که در تصویر هم پیداست روکش چوبی کنسول میانی A7 با آمیزه ای از چوب طبیعی و هنر طراحی روی چوب، توانسته رنگ و لعابی با کیفیت از خود به نمایش گذاشته و نمای بصری فراتر از انتظاری را در یک خودرو نه چندان گران قیمت آلمانی نمایان سازد. شرکت آئودی این پوشش چوبی طبیعی را در محصولات ارزان تر خود همچون مدل A6 نیز به صورت یک آپشن سفارشی عرضه می کند.





Mclaren Mp4-120-air-Vent




مهندسان و طراحان «مک لارن 12C-MP4» (که نمونه بارزی از نسخه خیابانی یک خودرو تمام مسابقه ای به حساب می آید)، توانسته با استفاده از مواد فوق پیشرفته کامپوزیتی در ساخت شاسی و بدنه این خودرو کمک شایانی به هرچه سبک تر شدن آن کنند. شرکت مک لارن برای عقب نماندن از کورت رقابت با رقبایی چون فراری و لامبورگینی، در ساخت این خودرو هرآنچه را در چنته داشته رو کرده است. گویی بهره گیری از آخرین روش های ساخت مواد سبک وزن و به کارگیری آخرین فناوری های نوین علم نانوتکنولوژی در ساخت اجزا 12C-MP4 کافی نبوده که طراحان مک لارن به سراغ خروجی های هوای سیستم تهیه مطبوع این خودرو رفته اند. 

در داشبورد این خودرو 3 خروجی هوای مدور دیده می شود که از توربین هواپیماهای جت الهام گرفته شده است. طراحان مک لارن با این کار علاوه بر آنکه توانسته اند وزن خودرو را به میزان چشمگیری کاهش دهند بلکه با برچیدن طراحی کلیشه ای داشبورد خودرو که عمدتا شامل چهار خروجی هوا بود، الفبای جدیدی از زبان طراحی داخلی خودرو را به نمایش گذاشته اند.





Ferrari ff-passenger-side-speed




در این مورد تنها کافی است به تصویر مربوطه بنگرید. تصویر گویای همه چیز است! اگر عشق سرعت هستید و دوست صمیمی شما که مالک «فراری FF» 290 هزار دلاری است، اجازه نشستن پشت فرمان خودرو خود را به شما نمی دهد ناراحت نباشید! طراحان فراری در اقدامی هیجان انگیز یک صفحه نمایش دیجیتال را نیز در سمت دیگر داشبورد یعنی در مقابل دیدگان سمت کمک راننده طراحی و تعبیه کرده اند. 

این صفحه نمایش دیجیتالی که سرعت خودرو، دنده درگیر شده و دور موتور خودرو در هر لحظه را با گرافیک بسیار چشم نوازی نمایش می دهد وظیفه دارد هر اطلاعاتی که سرنشینان یک خودرو سوپراسپورت مایل به دانستن آن هستند را به اطلاع ایشان برساند.

البته این سرعت سنجش دیجیتالی تعبیه شده روی داشبورد میانی می تواند اتفاق ناخوشایندی نیز برای راننده فراری FF به حساب آید. زمانی که پدر وی در صندلی کمک راننده نشسته باشد و با هشدارهای مکرر، شیرینی «فراری سواری» را به کام فرزند تلخ کند.





Chevrolet sonic-guage-cluster




وجود عنصری از عناصر طراحی شورولت سونیک با قیمت پایه 15 هزار دلار به درستی نشان داد که لزومی ندارد برای یافتن بهترین جزئیات طراحی، تنها به سراغ خودروهای لوکس یا سوپراسپورت های گران قیمت برویم. شورولت سونیک که هاچ بک ارزان قیمت کمپانی شورولت به حساب می آید برخلاف ظاهر نه چندان جوان پسند و توانایی های دینامیکی متوسطی که به نمایش می گذارد. دارای یکی از زیباترین و مدرن ترین نمایشگرهای کیلومترشمار در بین خودروهای سال 2011 است. 

شرکت «شورولت» می گوید در طراحی صفحه سرعت سنج «سونیک» از موتورسیکلت های مسابقه ای الهام گرفته شده تا فضایی مدرن را در داخل این خودرو خلق کند. نمایشگر کیلومترشمار این خودرو که به شکلی نامتقارن طراحی شده است دور موتور خودرو را به صورت آنالوگ و سرعت خودرو را به شکل دیجیتال به نمایش می گذارد. همچنین نورپردازی این صفحه نمایش به کمک راننده قابل تنظیم بوده تا بدین ترتیب بیش از پیش باب میل رانندگان جوانی قرار گیرد که امید چندانی به توانایی های حرکتی این خودرو ندارند.





Lamborghini-aventado Start-Button cover




آنچه که موجب مشاهده نام آوانتادور در این فهرست شد، کاور یا پوشش قرمزرنگ تعبین شده روی دکمه Start این خودرو است که مستقیما از جنگنده های نظامی الهام گرفته شده است. بی تردید حساس ترین نقطه داخل کابین یک جنگنده و بمب افکن، دکمه شلیک موشک به هدف است. چراکه پس از فشردن این دکمه هیچ راهی برای جبران اشتباه وجود ندارد. به همین منظور در جنگنده ها روی دکمه شلیک موشک، کاوری کشیده شده تا از فشردن یا درگیرشدن ناخواسته این دکمه جلوگیری به عمل آیند 

طراحان لامبورگینی نیز با پوشاندن دکمه استارت (دکمه آغاز به کار پیشرانه) با کاوری قرمزرنگ به نوعی به راننده آوانتادور هشدار می دهند که خودرویی که سوار بر آن هستی می تواند همچون راکت جنگی به حرکت درآمده و اندکی بی احتیاطی، خسارات بی شماری را درپی خواهد داشت! بدین ترتیب برای روشن کردن این خودرو ابتدا بایستی کاور دکمه Start آن را کنار زده و سپس آن را بفشارید. البته همه اینها زمانی مقدور است که شما پیش از آن 400 هزار دلار ناقابل بابت خرید «آوانتادور» کنار بگذارید!





Porsehe Cayman-r Gloth-dorr-pull




امروزه در صنعت خودروسازی، سبک تر شدن وزن خالص خودرو، یکی از دغدغه های جدی طراحان و مهندسان شرکت های بنام خودروسازی است. پیشرانه قدرتمند، سیستم انتقال قدرت دقیق و دیگر پارامترهای تاثیرگذار در خودرو زمانی به نتیجه مطلوب می رسند که وزن نهایی خودرو هماهنگم با آنها باشد. به همین سبب بسیاری از شرکت های معروف خوردوسازی با استفاده از مواد کامپوزیتی و فیبر کربن در ساخت محصولات خود به دنبال کاهش وزن خالص محصولاتشان هستند. 

در این میان وقتی که پای رقابت در میان باشد طبیعی است که خودروسازان دست به هر اقدام به ظاهر دیوانه واری می زنند! یکی از این روش ها، استفاده از دستگیره درهای پارچه ای به جای دستگیره های آلومینیومی یا حتی پلاستیکی در «پورشه کایمن R» است. اگر از خود می پرسید آیا واقعا این اختلاف وزن چندصدگرمی میان دستگیره های پرکاربرد شناخته شده با دستگیره های جدید پارچه ای تا این اندازه موثر است؟ باید بگویم که آری، چندصد گرم را فراموش کنید. امروز رقابت بر سر کسری از گرم است!




لیست کل یادداشت های این وبلاگ